فرهنگ آریان‌پور

انگیزاندن

#۱۸٬۶۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

hype

(زبان عامیانه) زیر جلدى، اعتیاد به مواد مخدره، معتاد به مواد مخدره

۲

fire

آتش، حریق، (علوم نظامى) شلیک، (مجازى) تندى، حرارت، آتش زدن، افروختن، تفنگ یاتوپ را آتش کردن، بیرون کردن، انگیختن

۳

prod

سیخ زدن، سک زدن، برانگیختن، ترغیب

۴

cause

سبب، علت، موجب، انگیزه، هدف، (حقوق) مرافعه، موضوع منازع فیه، نهضت، جنبش، سبب شدن، واداشتن، ایجاد کردن (غالباً بامصدر) ـ

۵

drive

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن

۶

impel

وادار کردن، بر آن داشتن، مجبور ساختن

۷

pique

مشاجره، رنجش، انزجار، تحریک کردن، زخم زبان زدن، پارچه ى راه راه نخى، پیکه، منبت کارى

۸

elicit

بیرون کشیدن، استخراج کردن، استنباط کردن

۹

excite

برآشفتن، برانگیختن، تحریک کردن، القاء کردن

۱۰

foster

غذا، نسل، بچه سر راهى، پرستار، دایه، غذا دادن، شیر دادن، پرورش دادن

۱۱

invite

دعوت کردن، طلبیدن، خواندن، وعده گرفتن، مهمان کردن، وعده دادن

۱۲

kindle

روشن شدن، گرفتن، برافروختن

۱۳

operate

عمل کردن، به کار انداختن، بهره بردارى کردن، به فعالیت واداشتن، گرداندن، اداره کردن، راه انداختن، دایر بودن، عمل جراحى کردن