فرهنگ آریانپور
مشکوک
#۱۸۶٬۹۲۵
doubtful
مشکوک
questionable
مشکوک
shady
سایه دار، سایه افکن، مشکوک، مرموز
fishy
مثل ماهى، ماهى دار، (مجازى) مورد تردید، مشکوک
dubious
(dubitable =) ـ مورد شک، مشکوک
esoteric
محرمانه، سرى، رمزى، درونى، داخلى، مبهم، مشکوک
dubitable
(dubious =) ـ مورد شک، مشکوک
uncertain
نامعلوم، مشکوک، مردد، متغیر، دمدمى
suspicious
بدگمان، ظنین، حاکى از بدگمانى، مشکوک
impeachable
قابل اتهام، مشکوک، قابل تردید، قابل تعقیب
vacillatory
نوسانى، جنبان، مردد، مشکوک، ناپایدار، تغییر پذیر
shaky
لرزنده، لزان، متزلزل، سست، ضعیف
suspect
بدگمان شدن از، ظنین بودن از، گمان کردن، شک داشتن، مظنون بودن، مظنون، مورد شک
equivocal
داراى دومعنى، داراى ابهام، دو پهلو، نامعلوم
mistrustful
بدگمان