فرهنگ آریان‌پور

مشکوک

#۱۸۶٬۹۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

doubtful

مشکوک

۲

questionable

مشکوک

۳

shady

سایه دار، سایه افکن، مشکوک، مرموز

۴

fishy

مثل ماهى، ماهى دار، (مجازى) مورد تردید، مشکوک

۵

dubious

(dubitable =) ـ مورد شک، مشکوک

۶

esoteric

محرمانه، سرى، رمزى، درونى، داخلى، مبهم، مشکوک

۷

dubitable

(dubious =) ـ مورد شک، مشکوک

۸

uncertain

نامعلوم، مشکوک، مردد، متغیر، دمدمى

۹

suspicious

بدگمان، ظنین، حاکى از بدگمانى، مشکوک

۱۰

impeachable

قابل اتهام، مشکوک، قابل تردید، قابل تعقیب

۱۱

vacillatory

نوسانى، جنبان، مردد، مشکوک، ناپایدار، تغییر پذیر

۱۲

shaky

لرزنده، لزان، متزلزل، سست، ضعیف

۱۳

suspect

بدگمان شدن از، ظنین بودن از، گمان کردن، شک داشتن، مظنون بودن، مظنون، مورد شک

۱۴

equivocal

داراى دومعنى، داراى ابهام، دو پهلو، نامعلوم

۱۵

mistrustful

بدگمان