فرهنگ آریان‌پور

مشکل کردن

#۱۸۶٬۹۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

harden

سخت کردن، تبدیل به جسم جامد کردن، مشکل کردن، سخت شدن، ماسیدن