فرهنگ آریانپور
مشکل
#۱۸۶٬۹۰۲
ill
ناخوش، رنجور، سوء، خراب، خطر ناک، ناشى، مشکل، سخت، بیمار، بد، زیان آور، به بدى، به طور ناقص، از روى بدخواهى و شرارت، غیر دوستانه، زیان
hard
سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى
hardly
سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى
problem
مسئله، مشکل، چیستان، معما، موضوع
difficult
سخت، دشوار، مشکل، سخت گیر، صعب، گرفتگیر
deep
گود، ژرف، عمیق deep fiddly
tough
پى مانند، سفت، محکم، شق، با اسطقس، خشن، شدید، زمخت، با دوام، سخت، دشوار
hurdle
مانع، سبد ترکه اى، چهار چوب جگنى، مسابقه پرش از روى مانع، از روى پرچین یا چارچوب پریدن، از روى مانع پریدن، (مجازى) فائق آمدن بر عامیانه
sticky
چسبناک، چسبنده، دشوار، سخت، چسبناک کردن
crucial
وخیم، بسیار سخت، قاطع
abstruse
پنهان، پیچیده، غامض
question
سوال، پرسش، استفهام، مسئله، موضوع، پرسیدن، تحقیق کردن، تردید کردن در
problematic
(problematical =) ـ مسئله اى، غامض، گیج کننده، حیرت آور