فرهنگ آریان‌پور

مشعوف‌ کردن

#۱۸۶٬۸۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

send

(past: sent ; past participle: sent) ـ فرستادن، ارسال داشتن، روانه کردن، گسیل داشتن، اعزام داشتن، مرخص کردن

۲

elate

برافراشته، سربلند، بالا بردن، محفوظ کردن

۳

please

دلپذیر کردن، خشنود ساختن، کیف کردن، سرگرم کردن، لطفاً، خواهشمند است

۴

delight

خوشى، لذت، شوق، میل، دلشاد کردن، لذت دادن، محظوظ کردن

۵

enchant

افسون کردن، سحر کردن، جادو کردن، مسحور شدن، فریفتن، به دام عشق انداختن

۶

rejoice

خوشى کردن، شادى کردن، وجد کردن