فرهنگ آریان‌پور

مشروط

#۱۸۶٬۸۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

limited

محدود، منحصر، مشروط، مقید

۲

provided

آماده، مشروط، در صورتى که

۳

probative

(probatory =) ـ آزمایشى، اکتشافى، دال بر اثبات، مشروط

۴

probatory

(probative =) ـ آزمایشى، اکتشافى، دال بر اثبات، مشروط

۵

qualified

شایسته، قابل، داراى شرایط لازم، مشروط conditioned

۶

contingent

محتمل الوقوع، تصادفى، مشروط، موکول

۷

provisional

موقت، موقتى، شرطى، مشروط

۸

eventual

سرانجام، عاقبت