فرهنگ آریانپور
مشروب
#۱۸۶٬۷۱۱
liquor
مشروب خوردن یا خوراندن، مشروب، نوشابه، مشروب الکلى، با روغن پوشاندن، چرب کردن، مایع زدن، مشروب زدن به
beverage
مشروب، آشامیدنى، نوشابه، شربت
sup
شام خوردن، شام دادن، مشروب، مقدار
drink
(past: drank ; past participle: drunk) ـ آشامیدن، نوشانیدن، آشامیدنى، نوشابه، مشروب
pottle
پیمانه وزنى برابر نیم گالن، رطل یکمنى، رطل شراب، (مجازى) مشروب
strunt
بیخ دم، دم کل (domkol)، مشروب
tipple
دائم الخمر بودن، مى گسارى کردن، همیشه نوشیدن، مست کردن، مشروب، نوشابه
drinkable
قابل آشامیدن