فرهنگ آریان‌پور

مشروب

#۱۸۶٬۷۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

liquor

مشروب خوردن یا خوراندن، مشروب، نوشابه، مشروب الکلى، با روغن پوشاندن، چرب کردن، مایع زدن، مشروب زدن به

۲

beverage

مشروب، آشامیدنى، نوشابه، شربت

۳

sup

شام خوردن، شام دادن، مشروب، مقدار

۴

drink

(past: drank ; past participle: drunk) ـ آشامیدن، نوشانیدن، آشامیدنى، نوشابه، مشروب

۵

pottle

پیمانه وزنى برابر نیم گالن، رطل یکمنى، رطل شراب، (مجازى) مشروب

۶

strunt

بیخ دم، دم کل (domkol)، مشروب

۷

tipple

دائم الخمر بودن، مى گسارى کردن، همیشه نوشیدن، مست کردن، مشروب، نوشابه

۸

drinkable

قابل آشامیدن