فرهنگ آریان‌پور

مشرب

#۱۸۶٬۶۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

mood

حالت، حوصله، حال، سردماغ، خلق، مشرب، وجه

۲

grain

دانه، جو، حبه، حبوبات، دان، تفاله حبوبات، یک گندم (مقیاس وزن) معادل 0.0648 گرم، خرده، ذره، رنگ، رگه، (مجازى) مشرب، خوى، حالت، بازو، شاخه، چنگال، دانه دانه کردن، جوانه زدن، دانه زدن، تراشیدن، پشم کندن، (در سنگ) رگه، طبقه

۳

habit

عادت، خو، مشرب، ظاهر، جامه، لباس روحانیت، روش طرز رشد، رابطه جامه پوشیدن، آراستن، معتاد کردن، زندگى کردن

۴

humor

(humour =) ـ مشرب، خیال، مزاح، خلق، شوخى، خوشمزگى، خوشى دادن، راضى نگاه داشتن، (پزشکى) خلط، تنابه

۵

humour

(humor =) ـ مشرب، خیال، مزاح، خلق، شوخى، خوشمزگى، خوشى دادن، راضى نگاه داشتن، (پزشکى) خلط، تنابه

۶

disposition

دررفتگى، وضع، خواست، مشرب، حالت، خو، مزاج، تمایل

۷

bearing

طاقت، بردبارى، وضع، رفتار، سلوک، جهت، نسبت