فرهنگ آریان‌پور

مشتوک

#۱۸۶٬۶۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

filter

صافى، پالونه، آب صاف کردن، تصفیه کردن، پالودن، صاف کردن، چیزى که بعضى پرتوها از آن مى گذرند ولى حایل پرتو هاى دیگر است

۲

filter tip

فیلتر سیگار، سیگار فیلتردار