فرهنگ آریانپور
مشترک
#۱۸۶٬۵۴۸
common
مشترک، اشتراکى، معمولى، عمومى، متعارفى، عادى، پیش پا افتاده، پست، عوامانه، مردم عوام، مشارکت کردن، مشاع بودن، مشترکا استفاده کردن
subscriber
مشترک، اعانه دهنده، مشترک روزنامه و غیره، امضا کننده
joint
محل اتصال، مفصل، لولا، مشترک، توام، درزه، بند گاه، بند، پیوندگاه، زانویى، جاى کشیدن تریاک با استعمال نوشابه، شرکتى، مشاع، شریک، متصل، کردن، خرد کردن، بند بند کردن، مساعى مشترک
meant
میانه، متوسط، میان، مشترک
mutual
متقابل، دو جانبه، دوسره، از دو سره، بین الاثنین، دو طرفه
concerted
مجتمعا، با هم، موزون، هم نوا
concurrent
همزمان، در یک وقت واقع شونده، موافق، متقارن، همرو
collective
به هم پیوسته، انبوه، اشتراکى، اجتماعى، جمعى collective collaborative