فرهنگ آریانپور
مشاجره کردن
#۱۸۶٬۴۱۲
spar
تیردکل، (در ساختمان) تیر آهن یا الوار، مشت بازى کردن، مشاجره کردن، نزاع
argue
بحث کردن، گفتگو کردن، مشاجره کردن، دلیل آوردن، استدلال کردن
halsie
مشاجره، مباحثه، مناظره، جنگ و دعوا، مشاجره کردن
brabble
جنجال کردن، مشاجره کردن، دعوا، سر و صدا
wrangle
داد و بیداد کردن، مشاجره کردن، نزاع کردن، داد و بیداد، مشاجره، نزاع، گرد آورى و راندن احشام
pettifog
مغلطه کردن، از مرحله پرت کردن، مشاجره کردن
altercate
ستیزه کردن، مشاجره کردن