فرهنگ آریان‌پور

مشاجره

#۱۸۶٬۴۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

halsie

مشاجره، مباحثه، مناظره، جنگ و دعوا، مشاجره کردن

۲

plea

دادخواست، منازعه، مشاجره، مدافعه، عذر، بهانه، تقاضا، استدعا، پیشنهاد، وعده مشروط، ادعا

۳

habble

(hobble =) ـ داد و بیداد، مشاجره، داد و بیداد کردن

۴

contest

مباحثه و جدل کردن، اعتراض داشتن بر، ستیزه کردن، مشاجره، مسابقه، رقابت، دعوا

۵

dispute

ستیزه، چون و چرا، مشاجره، نزاع، جدال کردن، مباحثه کردن، انکار کردن

۶

wrangle

داد و بیداد کردن، مشاجره کردن، نزاع کردن، داد و بیداد، مشاجره، نزاع، گرد آورى و راندن احشام

۷

contention

درگیرى، ستیزه، مشاجره، نزاع، مجادله، مباحثه

۸

falling out

نزاع، مشاجره

۹

fuss

هایهوى، سر و صدا، نق نق زدن، آشوب، نزاع، هایهو کردن، ایراد گرفتن، خرده گیرى کردن، اعتراض کردن

۱۰

jangle

جنجال، قیل و قال، داد و بیداد، غوغا، جنجال کردن، داد و بیداد کردن، غوغا کردن

۱۱

argument

نشانوند، استدلال

۱۲

brannigan

خوشى، لذت، داد و بیداد، جنجال

۱۳

difference

تفاضل، فرق، تفاوت، اختلاف، (ریاضى) تفاوت

۱۴

altercation

ستیزه، مجادله

۱۵

disagreement

مخالفت، عدم موافقت، اختلاف، ناسازگارى fallingout