فرهنگ آریانپور
مسئول
#۱۸۶٬۳۷۴
liable
مسئول، مشمول
answerable
مسئول، ملتزم، ضامن، جوابگو، پاسخ دار، جواب دار
accountable
مسئول، مسئول حساب، قابل توضیح، جوابگو
responsible
مسئول، عهده دار، مسئولیت دار، معتبر، آبرومند
undertaker
(undertaking =) ـ کسى که کفن و دفن مرده را بعهده مى گیرد، مقاطعه کارکفن و دفن، متعهد، کسى که طرح یا کارى را به عهده مى گیرد، جواب گو، مسئول، کارگیر
frankpledge
(حقوق قدیم انگلستان) مسئولیت دسته جمعى افراد مالیات پرداز یک ناحیه، مسئول
amenable
تابع، رام شدنى، قابل جوابگویى، متمایل
undertaking
(past: undertook ; past participle: undertaken) ـ تعهد کردن، متعهد شدن، عهده دار شدن، بعهده گرفتن، قول دادن، متقبل شدن، تقبل کردن