فرهنگ آریان‌پور

مسئول

#۱۸۶٬۳۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

liable

مسئول، مشمول

۲

answerable

مسئول، ملتزم، ضامن، جوابگو، پاسخ دار، جواب دار

۳

accountable

مسئول، مسئول حساب، قابل توضیح، جوابگو

۴

responsible

مسئول، عهده دار، مسئولیت دار، معتبر، آبرومند

۵

undertaker

(undertaking =) ـ کسى که کفن و دفن مرده را بعهده مى گیرد، مقاطعه کارکفن و دفن، متعهد، کسى که طرح یا کارى را به عهده مى گیرد، جواب گو، مسئول، کارگیر

۶

frankpledge

(حقوق قدیم انگلستان) مسئولیت دسته جمعى افراد مالیات پرداز یک ناحیه، مسئول

۷

amenable

تابع، رام شدنى، قابل جوابگویى، متمایل

۸

undertaking

(past: undertook ; past participle: undertaken) ـ تعهد کردن، متعهد شدن، عهده دار شدن، بعهده گرفتن، قول دادن، متقبل شدن، تقبل کردن