فرهنگ آریان‌پور

مسئله

#۱۸۶٬۳۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

problem

مسئله، مشکل، چیستان، معما، موضوع

۲

example

نمونه، مثال، مثل، سرمشق، عبرت، مسئله، بامثال و نمونه نشان دادن

۳

theorem

قضیه، برهان، مسئله، قاعده، نکره

۴

question

سوال، پرسش، استفهام، مسئله، موضوع، پرسیدن، تحقیق کردن، تردید کردن در

۵

issue

بر آمد، پى آمد، نشریه، فرستادن، بیرون آمدن، خارج شدن، صادر شدن، ناشى شدن، انتشار دادن، رواج دادن، نژاد، نوع، عمل، کردار، اولاد، نتیجه بحث، موضوع، شماره

۶

matter

ماده، جسم، ذات، ماهیت، جوهر، موضوع، امر، مطلب، چیز، اهمیت، مهم بودن، اهمیت داشتن

۷

puzzle

گیچ کردن، آشفته کردن، متحیر شدن، لغز، معما، چیستان، جدول معما

۸

proposition

موضوع، قضیه، کار، مقصود، قیاس منطقى، پیشنهاد کردن به، دعوت به مقاربت جنسى کردن، گزاره، پیشنهاد