فرهنگ آریان‌پور

مسوده

#۱۸۶٬۲۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

draft

(draught) ـ (انگلیس) آماده کردن، از بشکه ریختن، حواله، برات، برات کشى، طرح، مسوده، پیش نویس، (علوم نظامى) برگزینى، انتخاب، چرک نویس، طرح کردن

۲

minute

دقیقه، دم، آن، لحظه، پیش نویس، مسوده، یادداشت، (به صورت جمع) گزارش وقایع، خلاصه مذاکرات، خلاصه ساختن، صورت جلسه نوشتن، پیش نویس کردن بسیار خرد، ریز، جزیى، کوچک

۳

sketch

طرح، انگاره، نقشه ساده، مسوده، شرح، پیش نویس آزمایشى، زمینه، خلاصه، ملخص، مسوده کردن، پیش نویس چیزى را آماده کردن، طرح خلاصه، طراحى کلیات

۴

croquis

(هندسه) طرح، انگاره، مسوده، کروکى

۵

rough

زبر، خشن، درشت، زمخت، ناهموار، ناهنجار، دست مالى کردن، به هم زدن، زمخت کردن

۶

schema

الگو، مدل، طرح، خلاصه، نمودار، شکل، نونه، صفت

۷

scratch

خراشیدن، خاراندن، خط زدن، قلم زدن، خراش، تراش، چرکنویس