فرهنگ آریانپور
مسند
#۱۸۶٬۲۰۸
predicate
مسند، خبر، مسندى، خبرى، خبر دادن، اطلاق کردن، به صورت مسند قرار دادن، مبتنى کردن، مستند کردن، گزاره، دلالت کردن
seat
جا، صندلى، نیمکت، نشیمنگاه، مسند، سرین، کفل، مرکز، مقر، محل اقامت، جایگاه، نشاندن، جایگزین ساختن
bench
نیمکت، کرسى قضاوت، جاى ویژه، روى نیمکت یا مسند قضاوت نشستن یا نشاندن، نیمکت گذاشتن (در)، بر کرسى نشستن، سکو
cathedra
کرسى، مسند
substance
جسم، جوهر، مفاد، استحکام، ماده، شیى، جنس، ماده اصلى، ذات، مفهوم، دوام، مسند
office
دفتر، اداره، منصب، شغل، مقام، مسئولیت، احراز مقام، اشتغال، کار، وظیفه، خدمت، محل کار، دفتر کار