فرهنگ آریان‌پور

مسموم‌ کردن (2)

#۱۸۶٬۱۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

envenom

زهر آلود کردن، رهراگین کردن (مج) مشوب کردن، آلوده کردن