فرهنگ آریان‌پور

مسلم

#۱۸۶٬۱۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

cretain

مسلم، قطعى، حتمى، معلوم، بعض، بعضى، برخى، تاحدى، اطمینان، خاطرجمعى

۲

undoubted

مسلم، بدون شک، بدون تردید

۳

sure

یقیناً، محققاً، مسلماً، به طور حتم

۴

moslem

مسلمان، مسلم

۵

pronounced

معلوم، مشخص، قطعى، مسلم

۶

Mohammedan

محمدى، مسلمان

۷

indisputable

بى چون و چرا، مسلماً، بى گفتگو، به طور غیر قابل بحث، به طور مسلم

۸

incontestable

بى چون و چرا، مسلم، غیر قابل بحث، محقق

۹

incontrovertible

غیر قابل بحث، بدون مناقشه، بى چون و چرا، بدون مباحثه، مسلم

۱۰

given

(past: gave ; past participle: given) ـ واگذار کردن، دادن (به)، بخشیدن، دهش، دادن، پرداخت کردن، اتفاق افتادن، فدا کردن، ارائه دادن، بمعرض نمایش گذاشتن، رساندن، تخصیص دادن، نسبت دادن به، بیان کردن، شرح دادن، افکندن، گریه کردن give

۱۱

vested

جلیقه، زیرپوش کشباف، لباس، واگذار کردن، اعطا کردن، محول کردن، ملبس شدن vest

۱۲

absolute

مطلق، غیر مشروط، مستقل، استبدادى، خود راى، کامل، قطعى، خالص، آزاد از قیود فکرى، غیر مقید، مجرد، (در هندسه فضایى اقلیدس) دایره نامحدود

۱۳

definite

معین، قطعى، تصریح شده، صریح، روشن، معلوم

۱۴

foregone

قبلى، سابقى

۱۵

confirmed

تایید کردن، تصدیق کردن، تائید کردن، تثبیت کردن

۱۶

conclusive

قطعى، قاطع، نهایى