فرهنگ آریان‌پور

مسلط

#۱۸۶٬۱۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

regnant

حاکم، سلطنت کننده، حکمفرما، مسلط، شایع

۲

dominant

چیره، مسلط، حکمفرما، نافذ، غالب، برجسته، نمایان، عمده، مشرف، متعادل، مقتدر، مافوق، برتر

۳

predominant

غالب، مسلط، حکمفرما، نافذ، عمده، برجسته

۴

preponderant

برتر، مسلط، داراى مزیت

۵

ascendant

(ascendent =) ـ فراز جو، فراز گراى، صعودى، بالا رونده، (نجوم) سمت الراس، نوک ascendent

۶

nerveless

بى عصب، بى غیرت

۷

overbearing

مغرور، از خود راضى، منکوب گر، طاقت فرسا، غالب، قاطع