فرهنگ آریانپور
مسلط
#۱۸۶٬۱۲۷
regnant
حاکم، سلطنت کننده، حکمفرما، مسلط، شایع
dominant
چیره، مسلط، حکمفرما، نافذ، غالب، برجسته، نمایان، عمده، مشرف، متعادل، مقتدر، مافوق، برتر
predominant
غالب، مسلط، حکمفرما، نافذ، عمده، برجسته
preponderant
برتر، مسلط، داراى مزیت
ascendant
(ascendent =) ـ فراز جو، فراز گراى، صعودى، بالا رونده، (نجوم) سمت الراس، نوک ascendent
nerveless
بى عصب، بى غیرت
overbearing
مغرور، از خود راضى، منکوب گر، طاقت فرسا، غالب، قاطع