فرهنگ آریان‌پور

مسلسل کردن

#۱۸۶٬۱۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

catenate

چون دانه هاى زنجیر، مسلسل کردن، پیوستن، متصل کردن، الحاق کردن

۲

interlink

به هم پیوستن، مسلسل کردن، به هم جفت کردن

۳

serialize

نوبتى کردن، پیاپى ساختن، مسلسل کردن، مرتب کردن، سریال کردن

۴

concatenate

به هم پیوستن، مسلسل کردن، الحاق کردن