فرهنگ آریان‌پور

مسلسل

#۱۸۶٬۱۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

serial

مسلسل، ردیفى، نوبتى، رده اى، دورى، ترتیبى، جزء به جزء، سریال، نشریه، پیاپى

۲

catenary

مسلسل، چون دانه هاى زنجیر

۳

mitrailleuse

مسلسل

۴

machine gun

مسلسل، به مسلسل بستن

۵

reel

حلقه، قرقره، نخ پیچیده به دور قرقره، ماسوره، قرقره فیلم، حلقه فیلم، مسلسل، متوالى، پشت سر هم، چرخیدن، گیج خوردن، یله رفتن، تلو تلو خوردن

۶

seriate

داراى تسلسل یا شماره ترتیب، مسلسل، پشت سرهم، پشت سرهم آوردن

۷

unbroken

(unbroke =) ـ رام نشده، سوقان گیرى نشده، مسلسل، ناشکسته

۸

unceasing

ایست ناپذیر، بلاانقطاع، بدون وقفه، مسلسل، پایان ناپذیر

۹

catenulate

داراى شکل زنجیرى، زنجیروار، مسلسل

۱۰

successive

متوالى، پى در پى، پى درپى، پیاپى، مسلسل، ارثى، توارثى

۱۱

concatenate

به هم پیوستن، مسلسل کردن، الحاق کردن

۱۲

uninterrupted

بى وقفه، پیوسته، غیر منقلع، قطع نشده، متوالى، مسلسل

۱۳

continual

پیوسته، پى درپى، دائمى، همیشگى، مکرر، متناوب