فرهنگ آریان‌پور

مسکین‌ کردن

#۱۸۶٬۰۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

desolate

ویران کردن، از آبادى انداختن، مخروبه کردن، ویران، بى جمعیت، متروک، حزین