فرهنگ آریان‌پور

مسکوت‌ گذاشتن

#۱۸۶٬۰۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

table

میز، سفره، خوان، لوح، جدول، لیست، فهرست، (در مجلس) از دستور خارج کردن، معوق گذاردن، روى میز گذاشتن، در فهرست نوشتن، کوهمیز، مطرح کردن

۲

shelve

تاقچه دار کردن، در قفسه گذاردن، قفسه دار کردن، کنار گذاردن، شیب دار کردن یاشدن، به بعد موکول کردن

۳

suspend

آویزان شدن یا کردن، اندروا بودن، معلق کردن، موقتا بیکار کردن، معوق گذاردن