فرهنگ آریان‌پور

مسکن‌ گزیدن

#۱۸۶٬۰۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

inhabit

ساکن شدن (در)، مسکن گزیدن، سکنى گرفتن در، بودباش گزیدن در، آباد کردن

۲

settle

واریز، تسویه، جا دادن، ماندن، مقیم کردن، ساکن کردن، واریز کردن، تصفیه کردن، معین کردن، ته نشین شدن، تصفیه حساب کردن، نشست کردن