فرهنگ آریان‌پور

مسکن

#۱۸۶٬۰۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

paliative

مسکن

۲

tranquilizer

مسکن (mosakken)، داروى تسکین دهنده

۳

roof

پوشش، سقف، طاق، بام (م.ل.) خانه، مسکن، طاق زدن، سقف دار کردن

۴

stead

مکان، جا، محل، دهکده، مقر، مسکن، مزرعه، عوض، به جاى، به عوض، جا دادن، گذاشتن، حمایت کردن، مفید بودن

۵

wigwam

کلبه سرخ پوستان، خیمه، مسکن

۶

anodyne

آرام کننده، تسکین دهنده، مسکن، دواى مسکن

۷

domicil

اقامتگاه، محل اقامت، مقر، خانه، مسکن، مسکن دادن

۸

domicile

اقامتگاه، محل اقامت، مقر، خانه، مسکن، مسکن دادن

۹

narcotic

مخدر، مسکن، مربوط به مواد مخدره

۱۰

assuasive

آرام کننده، نشاننده، ساکت کننده، مسکن

۱۱

calmative

آرام کننده، مسکن

۱۲

habitation

سکونت، اسکان، سکنى، مستعمره، مسکن، منزل

۱۳

palliative

سبک ساز، مسکن، دارویى که موقتا ناخوشى را سبک سازد، مسکن موقتى

۱۴

settlement

واریز، تصفیه، تسویه، پرداخت، توافق، ته نشینى، مسکن، کلنى، زیست گاه

۱۵

abode

(past: abided, abode ; past participle: abided, abode) ـ ایستادگى کردن، پایدار ماندن، ماندن، ساکن شدن، منزل کردن، ایستادن، منتظر شدن، وفا کردن، تاب آوردن

۱۶

lodging

منزل، جا، خانه، کلبه، شعبه فراماسون ها، انبار، منزل دادن، پذیرایى کردن، گذاشتن، تسلیم کردن، قرار دادن، منزل کردن، بیتوته کردن، تفویض کردن، خیمه زدن، به لانه پناه بردن

۱۷

dwelling

(past: dwelt, dwelled ; past participle: dwelt, dwelled) ـ ساکن بودن، اقامت گزیدن