فرهنگ آریان‌پور

مسخره‌ کردن

#۱۸۵٬۹۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

jest

لطیفه، بذله، شوخى، بذله گویى، خوش طبعى، طعنه، گوشه، کنایه، عمل، کردار، طعنه زدن، تمسخر کردن، استهزاء کردن، به بازى گرفتن، شوخى کردن، مزاح گفتن

۲

mock

ساختگى، تقلیدى، تقلید در آوردن، استهزاء کردن، دست انداختن، تمسخر

۳

chaff

کاه، پوشال، پوسته، سبوس، (مجازى) چیز کم بها یا بى اهمیت

۴

rally

صف آرایى کردن، دوباره جمع آورى کردن، دوباره به کار انداختن، نیروى تازه دادن به، گرد آمدن، سرو صورت تازه گرفتن، پشتیبانى کردن، تقویت کردن، بالا بردن قیمت

۵

scoff

تمسخر، طنز، طعنه، ریشخند، استهزاء، اهانت وارد آوردن، تمسخر کردن

۶

smile

لبخند، تبسم، لبخند زدن

۷

taunt

دست انداختن و متلک گفتن، سرزنش کردن، شماتت کردن، طعنه زدن، طعنه

۸

deride

تمسخر کردن، به کسى خندیدن، استهزاء کردن