فرهنگ آریانپور
مسخره کردن
#۱۸۵٬۹۷۴
jest
لطیفه، بذله، شوخى، بذله گویى، خوش طبعى، طعنه، گوشه، کنایه، عمل، کردار، طعنه زدن، تمسخر کردن، استهزاء کردن، به بازى گرفتن، شوخى کردن، مزاح گفتن
mock
ساختگى، تقلیدى، تقلید در آوردن، استهزاء کردن، دست انداختن، تمسخر
chaff
کاه، پوشال، پوسته، سبوس، (مجازى) چیز کم بها یا بى اهمیت
rally
صف آرایى کردن، دوباره جمع آورى کردن، دوباره به کار انداختن، نیروى تازه دادن به، گرد آمدن، سرو صورت تازه گرفتن، پشتیبانى کردن، تقویت کردن، بالا بردن قیمت
scoff
تمسخر، طنز، طعنه، ریشخند، استهزاء، اهانت وارد آوردن، تمسخر کردن
smile
لبخند، تبسم، لبخند زدن
taunt
دست انداختن و متلک گفتن، سرزنش کردن، شماتت کردن، طعنه زدن، طعنه
deride
تمسخر کردن، به کسى خندیدن، استهزاء کردن