فرهنگ آریان‌پور

مسخره بازی

#۱۸۵٬۹۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

jest

لطیفه، بذله، شوخى، بذله گویى، خوش طبعى، طعنه، گوشه، کنایه، عمل، کردار، طعنه زدن، تمسخر کردن، استهزاء کردن، به بازى گرفتن، شوخى کردن، مزاح گفتن

۲

play

بازى، نواختن ساز و غیره، سرگرمى مخصوص، تفریح، بازى کردن، تفریح کردن، ساز زدن، آلت موسیقى نواختن، زدن، رل بازى کردن، روى صحنه ى نمایش ظاهرشدن، نمایش، نمایشنامه

۳

caper

از روى شادى جست و خیز کردن، رقصیدن، جهش، جست و خیز، شادى

۴

prank

شوخى، شوخى آمیخته با فریب، شوخى خرکى، مزاح، شوخ طبعى، شوخى زننده، تزیین کردن

۵

charade

نوعى معما، جدول کلمات متقاطع، نوعى بازى

۶

drollery

لودگى، مسخرگى، شوخى

۷

buffoonery

مسخرگى

۸

monkeyshines

حقه، حیله، بامبول (prank) خودمانی‌ shtick

۹

monkey business

کچلک بازى