فرهنگ آریان‌پور

مسحور کردن

#۱۸۵٬۹۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

bedazzle

مسحور کردن، مات و مبهوت کردن، بکلى خیره کردن

۲

charm

افسون، طلسم، فریبندگى، دلربایى، سحر افسون کردن، مسحور کردن، فریفتن، شیفتن

۳

ravish

قاپیدن، ربودن، مسحور کردن، از خود بیخود شدن، به عفت و ناموس تجاوز کردن

۴

bedevil

داراى روح شیطانى کردن، (مجازى) مسحور کردن، سحر و جادو کردن، اذیت کردن

۵

bewitch

افسون کردن، فریفتن، مسحور کردن

۶

wile

حیله، فریب، خدعه، تزویر، مکر، تلبیس، به طمع انداختن، فریفتن، اغوا کردن

۷

beguile

فریب خوردن، گول زدن، اغفال کردن

۸

enchant

افسون کردن، سحر کردن، جادو کردن، مسحور شدن، فریفتن، به دام عشق انداختن enrapture

۹

enthrall

(enthral =) ـ بنده کردن، بغلامى درآوردن، شیفته کردن، اسیر کردن، مفتون ساختن

۱۰

mesmerize

هیپنوتیزم کردن، هیپنوتیزم شدن