فرهنگ آریانپور
مسحور کردن
#۱۸۵٬۹۴۸
bedazzle
مسحور کردن، مات و مبهوت کردن، بکلى خیره کردن
charm
افسون، طلسم، فریبندگى، دلربایى، سحر افسون کردن، مسحور کردن، فریفتن، شیفتن
ravish
قاپیدن، ربودن، مسحور کردن، از خود بیخود شدن، به عفت و ناموس تجاوز کردن
bedevil
داراى روح شیطانى کردن، (مجازى) مسحور کردن، سحر و جادو کردن، اذیت کردن
bewitch
افسون کردن، فریفتن، مسحور کردن
wile
حیله، فریب، خدعه، تزویر، مکر، تلبیس، به طمع انداختن، فریفتن، اغوا کردن
beguile
فریب خوردن، گول زدن، اغفال کردن
enchant
افسون کردن، سحر کردن، جادو کردن، مسحور شدن، فریفتن، به دام عشق انداختن enrapture
enthrall
(enthral =) ـ بنده کردن، بغلامى درآوردن، شیفته کردن، اسیر کردن، مفتون ساختن
mesmerize
هیپنوتیزم کردن، هیپنوتیزم شدن