فرهنگ آریانپور
مستور
#۱۸۵٬۹۱۲
veiled
حجاب، پرده، نقاب، چادر، پوشاندن، حجاب زدن، پرده زدن، مستوریا پنهان کردن veil
private
اختصاصى، خصوصى، محرمانه، مستور، سرباز، اعضاء تناسلى، پوشیده، شخصى
blind
کور، نابینا، تاریک، ناپیدا، غیر خوانایى، بى بصیرت کور کردن، خیره کردن، درز یا راه (چیزى را) گرفتن، (مجازى) اغفال کردن چشم بند، پناه، سنگر، مخفى گاه، هر چیزى که مانع عبور نور شود، پرده، در پوش
runic
رمزى، طلسمى
covert
نهان، راز، پناهگاه، پوشیده، پوشپر
mystic
متصوف، اهل تصوف، اهل سر، رمزى
occult
از نظر پنهان کردن، مخفى کردن، پوشیده، نهانى، سرى، رمزى، مکتوم، اسرار آمیز، مستتر کردن
ulterior
بعدى، آن طرف، در درجه دوم اهمیت، نهان