فرهنگ آریانپور
مستقیم - غیر -
#۱۸۵٬۸۳۸
devious
بى راهه، کج، غیر مستقیم، منحرف، گمراه
mediate
میانى، وسطى، واقع در میان، غیر مستقیم، میانجى گرى کردن، وساطت کردن، پابمیان گذاردن، در میان واقع شدن
oblique
مایل، مورب، اریب، غیر مستقیم، منحرف، حاده یا منفرجه
sideway
غیر مستقیم، یک طرفه، فرعى، از پهلو
circuity
پیرامون، محیط، حوزه، غیر مستقیم، مدار حرکت
indirect
غیر مستقیم، پیچیده، غیر سر راست، کج
tortuous
درشکن، پیچاپیچ، غیر مستقیم، پیچ و خم دار، فریبکار