فرهنگ آریان‌پور

مست کردن

#۱۸۵٬۶۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

besot

مست کردن، گیج کردن، مبهوت کردن، شیفته و مسحور کردن

۲

inebriate

مست کردن، سرخوش کردن، کیف دادن

۳

intoxicate

مست کردن، کیف دادن، سرخوش کردن

۴

sot

احمق، ساده لوح، مست، احمق کردن، مست کردن

۵

fuzz

کرک، پرز، ریش تازه جوان، کرکى شدن، ریش ریش شدن، کرکى کردن، پرزدار کردن، مست کردن، گیج کردن

۶

lush

پر آب، آبدار، شاداب، پرپشت، با شکوه، مست کردن، مشروبخوار، الکلى

۷

booze

مشروب الکلى، مشروبات الکلى بحد افراط نوشیدن، مست کردن

۸

befuddle

گیج کردن، مست کردن، (با مشروب) سرمست کردن