فرهنگ آریان‌پور

مست

#۱۸۵٬۵۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

drunken

مست

۲

fou

(drunk =) ـ مست

۳

boozy

وابسته به مشروب، مست زن‌ stewed خودمانی‌

۴

canned

درقوطى کنسرو شده، مست باده

۵

squiffy

(squiffed =) ـ (زبان عامیانه) مسموم شده، مست و خراب tiddly

۶

plastered

(زبان عامیانه، آمریکایى) مست، پاتیل شده smashed stoned

۷

tight

سفت، محکم، تنگ (tang)، کیپ، مانع دخول هوا یا آب یا چیز دیگر، خسیس، کساد tight wasted

۸

drunk

(past: drank ; past participle: drunk) ـ آشامیدن، نوشانیدن، آشامیدنى، نوشابه، مشروب drink

۹

pickled

ترشى، سرکه، خیار ترشى، وضعیت دشوار، ترشى انداختن