واژههای فارسی←مسافرت کردن با زحمتفرهنگ آریانپورمسافرت کردن با زحمت#۱۸۵٬۵۲۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱trekسفر، کوچ مسافرت با گارى، با زحمت حرکت کردن، با سختى و آهستگى مسافرت کردنواژههای نزدیک در الفبامسافرت دوسرهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمسافرت سفر دریاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمسافرت قاچاقی کردن با کشتی و غیرهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمسافرت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمسافرت کردن با بلیط تخفیف دارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر