فرهنگ آریانپور
مسافرت
#۱۸۵٬۵۰۸
tour
گشت، سفر، مسافرت، سیاحت، ماموریت، نوبت، گشت کردن، سیاحت کردن
travel
سفر کردن مسافرت کردن، رهسپار شدن، مسافرت، سفر، حرکت، جنبش، گردش، جهانگردى، درنوردیدن
journey
سفر، مسافرت، سیاحت، سفر کردن
locomotion
حرکت، جنبش، نقل و انقال نیرو به وسیله حرکت، تحرک، نقل و انتقال، (مجازى) مسافرت
trip
سبک رفتن، پشت پا خوردن یازدن، لغزش خوردن، سکندرى خوردن، سفر کردن، گردش کردن، گردش، سفر، لغزش، سکندرى
swing
(past: swung ; past participle: swung) ـ آونگان شدن یا کردن، تاب خوردن، چرخیدن، تاب، نوسان، اهتزاز، آونگ، نوعى رقص و آهنگ آن
voyage
سفر دریا، سفر، سفر دریا کردن