واژههای فارسی←مسافر تاکسیفرهنگ آریانپورمسافر تاکسی#۱۸۵٬۴۹۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱fareکرایه، کرایه مسافر، مسافر کرایه اى، خوراک، گذراندن، گذران کردنواژههای نزدیک در الفبامسافر اخر هفتهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمسافر ایستادهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمسافر ایستاده در اتوبوسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمسافر ایستاده در مترومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمسافر با گاریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمسافر بی بلیطمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر