فرهنگ آریانپور
مسافر
#۱۸۵٬۴۸۲
viator
مسافر، رهگذر، عابر، رهرو journeyer outoftowner
traveler
مسافر، پى سپار رهنورد
traveller
مسافر، پى سپار، رهنورد
lodger
مستاجر، ساکن، مسافر (مهمانخانه)، مهماندار
roomer
مستاجر، مسافر
pilgrim
زائر، زوار، مسافر، مهاجر
passenger
گذرگر، مسافر، رونده، عابر، مسافرتى
peregrine
بیگانه، از خارجه آمده، مسافر، (جانور شناسى) قوش تیز پر
farer
بسیار، بمراتب، زیاد، خیلى، دور دست، بعید، بعلاوه far
traffic
(traffick =) ـ عبور و مرور، آمد و شد، شد و آمد، رفت و آمد، عبو و مرور وسایط نقلیه، داد و ستد، ارتباط، کسب کالا، مخابره، آمد و شد کردن، تردد کردن