فرهنگ آریانپور
انگل شدن
#۱۸٬۵۴۶
sponge
اسفنج، انگل، طفیلى، ابر حمام، با اسفنج پاک کردن یا تر کردن، جذب کردن، انگل شدن، طفیلى کردن یاشدن
cadge
گره زدن، بستن، محکم کردن، باربرى کردن، اخاذى کردن، دوره گردى کردن، گدایى، دوره گردى
chisel
اسکنه، قلم درز، با اسکنه تراشیدن
infest
هجوم کردن در، فراوان بودن در، ول نکردن