فرهنگ آریان‌پور

انگل شدن

#۱۸٬۵۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

sponge

اسفنج، انگل، طفیلى، ابر حمام، با اسفنج پاک کردن یا تر کردن، جذب کردن، انگل شدن، طفیلى کردن یاشدن

۲

cadge

گره زدن، بستن، محکم کردن، باربرى کردن، اخاذى کردن، دوره گردى کردن، گدایى، دوره گردى

۳

chisel

اسکنه، قلم درز، با اسکنه تراشیدن

۴

infest

هجوم کردن در، فراوان بودن در، ول نکردن