فرهنگ آریان‌پور

مساحی

#۱۸۵٬۴۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

survey

پیمایش، زمینه یابى، بازدید کردن، ممیزى کردن، مساحى کردن، پیمودن، بررسى کردن، بازدید، ممیزى، برآورد، نقشه بردارى، بررسى، مطالعه مجمل، بردید

۲

plumbing

لوله کشى خانه ها، سرب کارى، مساحى

۳

prospect

معدن کاوى کردن، دور نما، چشم انداز، انتظار، پیش بینى، جنبه، منظره، امید انجام چیزى، اکتشاف کردن، مساحى

۴

surveying

پیمایش، زمینه یابى، بازدید کردن، ممیزى کردن، مساحى کردن، پیمودن، بررسى کردن، بازدید، ممیزى، برآورد، نقشه بردارى، بررسى، مطالعه مجمل، بردید

۵

topography

نقشه بردارى، مکان نگارى، مساحى