مسابقه
#۱۸۵٬۳۴۹
race
مسابقه، گردش، دور، دوران، مسیر، دویدن، مسابقه دادن، بسرعت رفتن، نژاد، نسل، تبار، طایفه، قوم، طبقه
tourney
مسابقه، مسابقه دادن
competition
مسابقه، هم چشمى، سبقت جویى، هم آورى، رقابت
game
بازى، مسابقه، سرگرمى، شکار، جانور شکارى، یک دور بازى، (به صورت جمع) مسابقه هاى ورزشى، شوخى، دست انداختن، تفریح کردن، اهل حال، سرحال
chace
تعقیب کردن، دنبال کردن، شکار کردن، وادار به فرار کردن، تعقیب، مسابقه، شکار
chase
تعقیب کردن، دنبال کردن، شکار کردن، وادار به فرار کردن، تعقیب، مسابقه، شکار
match
تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت
racing
(مجازى) مسابقه، رقابت، مربوط به مسابقه، مسابقه دهنده
contest
مباحثه و جدل کردن، اعتراض داشتن بر، ستیزه کردن، مشاجره، مسابقه، رقابت، دعوا
duel
جنگ تن بتن، دوئل، دوئل کردن
event
واقعه، رویداد، اتفاق، پیشامد، سرگذشت event gammy gymkhana sport wrestle
contention
درگیرى، ستیزه، مشاجره، نزاع، مجادله، مباحثه