فرهنگ آریان‌پور

مسابقه

#۱۸۵٬۳۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

race

مسابقه، گردش، دور، دوران، مسیر، دویدن، مسابقه دادن، بسرعت رفتن، نژاد، نسل، تبار، طایفه، قوم، طبقه

۲

tourney

مسابقه، مسابقه دادن

۳

competition

مسابقه، هم چشمى، سبقت جویى، هم آورى، رقابت

۴

game

بازى، مسابقه، سرگرمى، شکار، جانور شکارى، یک دور بازى، (به صورت جمع) مسابقه هاى ورزشى، شوخى، دست انداختن، تفریح کردن، اهل حال، سرحال

۵

chace

تعقیب کردن، دنبال کردن، شکار کردن، وادار به فرار کردن، تعقیب، مسابقه، شکار

۶

chase

تعقیب کردن، دنبال کردن، شکار کردن، وادار به فرار کردن، تعقیب، مسابقه، شکار

۷

match

تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت

۸

racing

(مجازى) مسابقه، رقابت، مربوط به مسابقه، مسابقه دهنده

۹

contest

مباحثه و جدل کردن، اعتراض داشتن بر، ستیزه کردن، مشاجره، مسابقه، رقابت، دعوا

۱۰

duel

جنگ تن بتن، دوئل، دوئل کردن

۱۱

event

واقعه، رویداد، اتفاق، پیشامد، سرگذشت event gammy gymkhana sport wrestle

۱۲

contention

درگیرى، ستیزه، مشاجره، نزاع، مجادله، مباحثه