فرهنگ آریان‌پور

مسابقات - داور -

#۱۸۵٬۳۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

umpire

سرحکم (hakam)، سرداور، داور مسابقات، حکمیت، داورى، داورى کردن

۲

referee

داور مسابقات، داور، داورى کردن، داور مسابقات شدن