فرهنگ آریان‌پور

مزین کردن

#۱۸۵٬۳۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

beset

(past: beset ; past participle: beset) ـ احاطه کردن، مزین کردن، حمله کردن بر، بستوه آوردن، عاجز کردن

۲

dress

لباس پوشیدن، جامه بتن کردن، مزین کردن، لباس، درست کردن موى سر، پانسمان کردن، پیراستن

۳

emboss

پوشاندن، اندودن، مزین کردن، پرجلوه ساختن، برجسته کردن

۴

furnish

مبله کردن، داراى اثاثه کردن، مجهز کردن، مزین کردن، تهیه کردن