فرهنگ آریان‌پور

انگل

#۱۸٬۵۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

parasite

انگل، طفیلى، صداى مزاحم، پارازیت

۲

raff

خیلى زیاد، آشغال، تفاله، انگل

۳

leech

زالو، حجامت، اسباب خون گیرى، خفاش خون آشام، انگل، مزاحم، شفا دادن، پزشکى کردن، زالو انداختن، طبیب زیست‌ شناسی‌

۴

guest

مهمان، (جانور شناسى) انگل، خارجى، مهمان کردن، مسکن گزیدن

۵

sponge

اسفنج، انگل، طفیلى، ابر حمام، با اسفنج پاک کردن یا تر کردن، جذب کردن، انگل شدن، طفیلى کردن یاشدن

۶

tagalong

طفیلى، انگل، موى دماغ

۷

parastite

پارازیت، انگل

۸

satellite

پیرو، انگل، ماه، ماهواره، قمر مصنویى

۹

sycophant

آدم چاپلوس، متملق، انگل

۱۰

hanger on

وابسته، متکى بر، انگل، موى دماغ، مفت خور

۱۱

sponger

طفیلى، درکش