فرهنگ آریانپور
انگل
#۱۸٬۵۲۹
parasite
انگل، طفیلى، صداى مزاحم، پارازیت
raff
خیلى زیاد، آشغال، تفاله، انگل
leech
زالو، حجامت، اسباب خون گیرى، خفاش خون آشام، انگل، مزاحم، شفا دادن، پزشکى کردن، زالو انداختن، طبیب زیست شناسی
guest
مهمان، (جانور شناسى) انگل، خارجى، مهمان کردن، مسکن گزیدن
sponge
اسفنج، انگل، طفیلى، ابر حمام، با اسفنج پاک کردن یا تر کردن، جذب کردن، انگل شدن، طفیلى کردن یاشدن
tagalong
طفیلى، انگل، موى دماغ
parastite
پارازیت، انگل
satellite
پیرو، انگل، ماه، ماهواره، قمر مصنویى
sycophant
آدم چاپلوس، متملق، انگل
hanger on
وابسته، متکى بر، انگل، موى دماغ، مفت خور
sponger
طفیلى، درکش