فرهنگ آریان‌پور

مزمزه

#۱۸۵٬۲۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

sip

جرعه، چشش، مزمزه، خرده خرده نوشى، مزمزه کردن، خرد خرد آشامیدن، چشیدن

۲

gust

تند باد، باد ناگهانى، انفجار، فوت، خوشى، تفریح، تمایل، مزمزه، چشیدن

۳

assay

سنجش، آزمایش، امتحان، عیارگرى، طعم و مزه چشى، مزمزه، کوشش، سعى، سنجیدن، عیار گرفتن، محک زدن، کوشش کردن، چشیدن، بازجویى کردن، تحقیق کردن

۴

nip

نیشگون، گاز گرفتن، کش رفتن، جوانه زدن، شکفتن، مانع رشد و نمو شدن، به باد انتقاد گرفتن، در اثر سرما بى حس شدن، صدمه زدن، دردناک بودن، جفت جفت زدن، پریدن، جیم شدن، چیز، چیزى، جزیى، نیش، زخم زبان، سرمازدگى (گیاه وجوانه ها)، طعم تند و تیز (مثل فلفل)، سوزش، دزدى، منگنه، گیره، ذره، خرده

۵

sample

نمونه، نمونه برداشتن، نمونه گرفتن، مسطوره، الگو، آزمون، واحد نمونه، نمونه نشان دادن، خوردن