فرهنگ آریان‌پور

مزروعی - زمین -

#۱۸۵٬۲۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

farm

کشتزار، مزرعه، زمین مزروعى، پرورشگاه حیوانات اهلى، کاشتن

۲

tilth

کشت، زمین کشت شده، زمین مزروعى

۳

arable

قابل کشتکارى، قابل زرع، زمین مزروعى