فرهنگ آریانپور
مزد
#۱۸۵٬۱۴۸
wage
مزد، دستمزد، اجرت، کار مزد، دسترنج، حمل کردن، جنگ بر پا کردن، اجیر کردن، اجر
fee
پردازه، پردازانه، مزد، دستمزد، اجرت، پاداش، پول، شهریه، اجاره کردن، دستمزد دادن به، اجیر کردن
hire
کرایه، اجاره، مزد، اجرت، کرایه کردن، اجیر کردن، کرایه دادن (گاهى با out)
meed
کرایه، مزد، جایزه، پاداش، ارزش
reward
پاداش، مزد، اجر، ثواب، تلافى، عوض، جایزه
pension
حقوق بازشنستگى، مقررى، پانسیون، مزد، حقوق، مستمرى گرفتن، پانسیون شدن
rewardable
پاداش دادنى، پاداش دادن، اجر دادن، سزا، تلافى کردن، پاداش، مزد، تلافى، جایزه، انعام، فوق العاده، (حقوق) جبران خدمت، اجر (ajr)
pay
(past: paid ; past participle: paid) ـ پرداختن، دادن، کار سازى داشتن، بجا آوردن، انجام دادن، تلافى کردن، پول دادن، پرداخت، حقوق ماهیانه، اجرت، وابسته به پرداخت
consideration
ملاحظه، رسیدگى، توجه، مراعات