فرهنگ آریان‌پور

مزد

#۱۸۵٬۱۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

wage

مزد، دستمزد، اجرت، کار مزد، دسترنج، حمل کردن، جنگ بر پا کردن، اجیر کردن، اجر

۲

fee

پردازه، پردازانه، مزد، دستمزد، اجرت، پاداش، پول، شهریه، اجاره کردن، دستمزد دادن به، اجیر کردن

۳

hire

کرایه، اجاره، مزد، اجرت، کرایه کردن، اجیر کردن، کرایه دادن (گاهى با out)

۴

meed

کرایه، مزد، جایزه، پاداش، ارزش

۵

reward

پاداش، مزد، اجر، ثواب، تلافى، عوض، جایزه

۶

pension

حقوق بازشنستگى، مقررى، پانسیون، مزد، حقوق، مستمرى گرفتن، پانسیون شدن

۷

rewardable

پاداش دادنى، پاداش دادن، اجر دادن، سزا، تلافى کردن، پاداش، مزد، تلافى، جایزه، انعام، فوق العاده، (حقوق) جبران خدمت، اجر (ajr)

۸

pay

(past: paid ; past participle: paid) ـ پرداختن، دادن، کار سازى داشتن، بجا آوردن، انجام دادن، تلافى کردن، پول دادن، پرداخت، حقوق ماهیانه، اجرت، وابسته به پرداخت

۹

consideration

ملاحظه، رسیدگى، توجه، مراعات