فرهنگ آریان‌پور

مزایده

#۱۸۵٬۱۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

bid

(past: bid, bade ; past participle: bid, bidden) ـ فرمودن، امر کردن، دعوت کردن، پیشنهاد کردن، توپ زدن، خداحافظى کردن، قیمت خریدرا معلوم کردن، مزایده، پیشنهاد

۲

outcry

فریاد، داد، غریو، حراج، مزایده، بیداد

۳

auction

حراج، مزایده، حراج کردن، به مزایده گذاشتن

۴

public sale

حراج، مزایده

۵

sale

فروش، بازار فروش، قابل فروش حراج، حراج