فرهنگ آریانپور
مزایده
#۱۸۵٬۱۳۴
bid
(past: bid, bade ; past participle: bid, bidden) ـ فرمودن، امر کردن، دعوت کردن، پیشنهاد کردن، توپ زدن، خداحافظى کردن، قیمت خریدرا معلوم کردن، مزایده، پیشنهاد
outcry
فریاد، داد، غریو، حراج، مزایده، بیداد
auction
حراج، مزایده، حراج کردن، به مزایده گذاشتن
public sale
حراج، مزایده
sale
فروش، بازار فروش، قابل فروش حراج، حراج