فرهنگ آریان‌پور

مزاج

#۱۸۵٬۰۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

temperament

مزاج، حالت، طبیعت، خلق، فطرت، سرشت

۲

blood

خون، خوى، مزاج، نسبت، خویشاوندى، نژاد، (مجازى) نیرو، خون آلود کردن، خون جارى کردن، خون کسى را به جوش آوردن، عصبانى کردن

۳

health

تندرستى، بهبودى، سلامت، مزاج، حال

۴

kidney

گرده، کلیه، قلوه، مزاج، خلق، نوع

۵

temper

آب دادن (فلز)، درست ساختن، درست خمیر کردن، ملایم کردن، معتدل کردن، میزان کردن، مخلوط کردن، مزاج، حالت، خو، خلق، قلق، خشم، غضب

۶

disposition

دررفتگى، وضع، خواست، مشرب، حالت، خو، مزاج، تمایل

۷

constitution

ساختمان و وضع طبیعى، تشکیل، تاسیس، مشروطیت، قانون اساسى، نظام نامه، مزاج، بنیه

۸

caprice

هوس، تمایل فکرى