فرهنگ آریانپور
مزاج
#۱۸۵٬۰۸۴
temperament
مزاج، حالت، طبیعت، خلق، فطرت، سرشت
blood
خون، خوى، مزاج، نسبت، خویشاوندى، نژاد، (مجازى) نیرو، خون آلود کردن، خون جارى کردن، خون کسى را به جوش آوردن، عصبانى کردن
health
تندرستى، بهبودى، سلامت، مزاج، حال
kidney
گرده، کلیه، قلوه، مزاج، خلق، نوع
temper
آب دادن (فلز)، درست ساختن، درست خمیر کردن، ملایم کردن، معتدل کردن، میزان کردن، مخلوط کردن، مزاج، حالت، خو، خلق، قلق، خشم، غضب
disposition
دررفتگى، وضع، خواست، مشرب، حالت، خو، مزاج، تمایل
constitution
ساختمان و وضع طبیعى، تشکیل، تاسیس، مشروطیت، قانون اساسى، نظام نامه، مزاج، بنیه
caprice
هوس، تمایل فکرى