فرهنگ آریان‌پور

مرئی شدن

#۱۸۵٬۰۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

visualize

تجسم کردن، تصور کردن، در پیش چشم نمودار کردن، متصور ساختن

۲

apparition

ظهور، خیال، روح، تجسم، شبح، منظر