فرهنگ آریان‌پور

مریی

#۱۸۵٬۰۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

obvious

آشکار، هویدا، معلوم، واضح، بدیهى، مریى، مشهود

۲

sightly

(معنى مجازى) مریى، مقبول، مطبوع نظر، مورد نظر

۳

visible

پیدا، پدیدار، مریى، نمایان، قابل رویت، دیده شدنى

۴

macroscopic

درشت نمود، نمودار به چشم، مریى (قابل روئیت بدون میکروسکپ و غیره که کلمه مخالف آن microscopic یعنى ذره بینى است)