فرهنگ آریان‌پور

مرور کردن

#۱۸۵٬۰۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

review

بازدید، تجدید نظر، رژه، نشریه، مجله، سان دیدن، بازدید کردن، انتقاد کردن، مقالات انتقادى نوشتن، بازبین، دوره کردن، مرور، مرور کردن

۲

go over

به آن سو رفتن، گذشتن، منتقل شدن، مرور کردن

۳

run over

لبریز شدن، مرور کردن، زیر گرفتن

۴

turn over

غلتاندن، وارونه کردن، برگرداندن (خاک)، تعمق کردن، مرور کردن، ورق زدن، برگشتگى، واژگون شدگى، سرمایه، عایدى فعالیت، عملکرد، محصول، بازده، انتقال، برگردان، تعویض

۵

skim

کف، ریم، کف گیرى، تماس اندک، شیر خامه گرفته، کف گرفتن از، سرشیر گرفتن از، تماس مختصر حاصل کردن، به طور سطحى مورد توجه قرار دادن، به طور سطحى خواندن

۶

peruse

بررسى کردن، به دقت خواندن